تبلیغات
بهار فاطمی

بهار فاطمی
 
هنوز دشمن درکوچه های مدینه است

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
http://pazhoheshkade.ir/wp-content/uploads/arbaeen6.jpg




طبقه بندی: مذهبی،  عمومی، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 مهر 1393 توسط علی نقی خو
http://www.yjc.ir/files/fa/news/1391/8/19/508133_929.jpg
http://axgig.com/images/34662371312063592736.jpg
http://www.hmontazeran.ir/images/poster-baharefatemi/5255555.jpg

http://images.persianblog.ir/68647_mdwzQTZp.jpg






طبقه بندی: متنوع،  مذهبی،  عمومی، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 اسفند 1393 توسط علی نقی خو
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 اسفند 1393 توسط علی نقی خو

قدس آنلاین:حضرت آیت الله واعظ طبسی نماینده ولی فقیه در خراسان و تولیت آستان قدس رضوی با صدور پیامی از مردم مؤمن و انقلابی مشهد مقدس و نیز عموم زائران بارگاه منور رضوی برای دیدار مقام معظم رهبری در اول فروردین ماه 94 دعوت نمود

به گزارش قدس آنلاین ،متن این پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

دگرگونی آفرینش و رویش دوباره طبیعت با آغاز بهار یكی از آیات بزرگ الهی است كه امسال نیز با شمیم ذكر و یاد حضرت صدیقه اطهر (سلام الله علیها) معطر است و خداوندِ قادر یگانه را بر این نعمت بزرگ سپاس‌گزاریم.

افتخار همجواری مضجع منور حضرت اباالحسن الرضا (علیه آلاف التحیة و الثناء) و بهره‌مندی از بیانات و رهنمودهای امام جامعه اسلامی و رهبر فرزانه انقلاب (مدّ ظله العالی) در طلیعه بهار و آغاز سال نو، از دیگر آیات و نعمات الهی است كه همه ساله دیار خراسان و شهر شهیدان را كانون توجه ولایت‌مداران می‌نماید.

در این برهه از تاریخ بشریت كه با درایت و هوشمندی امام راحل عظیم الشأن (قدس سره الشریف) و رهبری مثال زدنی خلف صالح او، نقشی بی‌بدیل در صفحات آن به جای مانده است، استكبار جهانی و صهیونیسم بین الملل هر روز درمانده‌تر از قبل، توطئه‌های خود را نقش بر آب می‌بینند و رهبری نظام مقدس اسلامی چنان دنیا را مسحور خویش كرده كه با نگارش یك نامه تاریخی خطاب به دل‌های پاك جوانان غرب، اركان تفكر امپریالیستی را به چالش می‌كشاند.

اگرچه سلطه‌گران با مكرهای پی در پی در صدد نفاق افكنی و تفرقه بین امت اسلامی هستند و با ایجاد و حمایت از گروهك‌های تروریستی و تكفیری به نام مسلمانان و با پشتیبانی برخی از حكومت‌های منطقه، در اندیشه شوم بد نام كردن این آیین الهی هستند، ولی موج بیداری اسلامی و انسانی اینك به بركت انقلاب اسلامی ایران، مرزها را درنوردیده و با بی‌اثر كردن غوغای پوچ غول‌های رسانه‌ای غرب در مقابل فطرت پاك انسانیت، روزهای خوشی را برای بشریت و جهان اسلام نوید می‌دهد.

در عرصه‌ی داخلی نیز به فضل الهی و با تبعیت از رهنمودهای داهیانه ولایت فقیه، مسؤولان نظام اسلامی با وحدت و همدلی و با بهره‌مندی از مدیریت جهادی و اقتصاد مقاومتی با تكیه بر توان داخلی خواهند توانست بر تحریم‌های غیرمنصفانه فائق آیند و به پشتوانه حمایت مقام معظم رهبری و مردم انقلابی و ولایت‌مدار در عرصه خطیر مذاكرات هسته‌ای راه بهانه‌جویی سلطه‌گران و زورگویان را سد كرده و پیروزی‌های امیدبخشی برای كشور رقم بزنند.

اینك ضمن سپاس به درگاه باری تعالی به شكرانه این نعمت عظیم و خیر مقدم به رهبر معظم انقلاب اسلامی،‌ از مردم مؤمن و انقلابی مشهد مقدس، به‌‌ویژه حضرات آیات، علمای اعلام، روحانیت معظم، خانواده‌ی معزز شهدا و ایثارگران، دانشگاهیان، اصناف و یكایك برادران و خواهران دینی و نیز عموم زائران بارگاه منور رضوی دعوت می‌نمایم روز شنبه اول فروردین‌ماه 1394، ساعت 15 برای دیدار با مقام معظم رهبری و پیشوای عظیم الشأن امت اسلام (مدّ ظله العالی) در رواق امام خمینی (قدس سره) حرم مطهر رضوی حضور یافته و از فیوضات این مراسم معنوی و باشكوه بهره‌مند شده و در جوار بارگاه ملكوتی ولی‌نعمت‌مان، حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) با آرمان‌های امام راحل (قدس سره) و مقام عظمای ولایت تجدید بیعت و بار دیگر با حضور حماسی خود دشمنان اسلام و قرآن را ناامید نمایند.

عباس واعظ طبسی

نماینده‌ی ولی‌فقیه در خراسان و تولیت آستان قدس رضوی





طبقه بندی: مذهبی،  عمومی،  سیاسی، 
برچسب ها: دعوت تولیت عظمای آستان قدس رضوی از زائران و مجاوران برای دیدار با مقام معظم رهبری،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 اسفند 1393 توسط علی نقی خو
انتظار منفعلانه، بزرگترین مانع ظهور است
نسیم بهاری: انتظار انفعالی هیچ سنخیتی با موضوع ظهور منجی و مهدویت ندارد. فرهنگ انتظار و ظهور، فرهنگ ایمان، امید و اعتراض است. لازم به توضیح است انتظاری كه همراه با امید و اعتراض و تلاش عملی در مسیر عدالت باشد نه تنها نكوهیده و ناپسند نیست بلكه كاملا پسندیده و ستودنی است


ظهور منجی،مسئله ای است كه در تمامی ادیان الهی بر آن تاكید ویژه ای شده است. اینكه بالاخره روزی فرا میرسد كه بساط زورگویان در عالم برچیده میشود و زمین به دست مظلومین می افتد.

در جامعه ی ما كه بر مبنای تفكرات اسلامی از جنس شیعی استوار بوده نیز موضوع منجی و نجات دهنده ی مستضعفین به شدت مورد بحث بوده است تا جایی كه حتی بسیاری از صاحب نظران، انقلاب اسلامی ایران را بر آمده از اراده ی مردمانی میدانند كه بزرگترین و مهمترین آرمانشان  زمینه سازی برای حكومت انسان كامل و امام معصوم بوده است. پس از انقلاب نیز نظریات مختلفی در مورد فلسفه ی ظهور منجی  وجود داشت. یكی از این نظریات مربوط به انجمن حجتیه بوده است كه تفكرات منفعلانه نسبت به ظهور منجی داشتند. بر اساس این تفكرات،  بشریت هیچ وظیفه ای برای میسر كردن زمینه های ظهور نداشته و اگر هم كاری در این مسیر انجام دهد به بن بست میرسد و به همین دلیل باید منتظر بماند تا انسان كامل بیاید و خودش به سر و سامان دادن امور بپردازد. البته با هوشیاری حضرت امام (ره) خیلی زود پشت پرده ی چنین تفكرات شومی نقش بر آب شد و تا حدود بسیار زیادی از نفوذ آن در جامعه گرفته شد.

اما همان روزنه های محدود باقی مانده كه میشد بارقه هایی از یك توطئه ی انگلیسی –استكباری را در آن مشاهده كرد كم كم در شكل و شمایلی جدید   در بین بسیاری از دست اندركاران و مسئولین جامعه به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه  رخنه كرد و  تلاش برای فراهم نمودن مقدمات ظهور را به یك امر كلیشه ای و ویترینی تبدیل كرد. از مصادیق این ویترین، میتوان به اكتفا به  پخش دعای فرج در غروب های آدینه اشاره كرد. البته ذات دعا امر پسندیده ای است اما زمانی كه فقط زبانی  و به دور از تلاشهای عملی باشد، بیشتر رنگ ریا به خود میگیرد و در نتیجه مخاطبین را نیز دلزده و مایوس  از حقیقت غیبت و ظهور میكند.

برخی نیز فقط به دنبال كشف علایم و نشانه های ظهور كه در روایات مختلف به آن اشاره شده است هستند. این عده با نگاهی سطحی و محدود به موضوع ظهور مینگرند و با هر اتفاقی كه در سطح جهان رخ میدهد،به دنبال انطباق آن نشانه ها با مسائل روز هستند و به سریع ترین شكل ممكن اتفاقات و رخدادهای جهانی را (چه درست و چه غلط) به آن علایم پیوند میزنند. خطر این نگاه آنجایی است كه مخاطب را منتظر یك تغییر و حادثه ی ناگهانی میگذارد و همین انتظار،او را از تلاش برای زمینه چینی ظهور باز میدارد. همچنین با تحقق برخی از نشانه های ظاهری و  تاخیر در روشن شدن دیگر علایم، باز هم مخاطب دچار شك و بدبینی نسبت به كلیت موضوع مهدویت و منجی میشود.

ظهور و رسیدن به منجی یك فرایند است و نباید به صورت نقطه ای و مقطعی به آن نگاه شود. اگر به این موضوع به صورت یك "فرایند حتمی" نگاه شود هیچگاه با تاخیرو تقدم دربه وقوع پیوستن نشانه ها و علائم ,ایمان به ظهور از بین نمیرود.

 البته برخی از این نشانه ها تا حد زیادی با آنچه كه در مورد علائم ظهور گفته شده است، شباهت دارد اما اینكه عده ای میخواهند تمركزمخاطب را بر همین نشانه ها معطوف نگاه دارند، چیزی جز شانه خالی كردن از مسئولیت  نیست.  شاید هم دور كردن خطراتی كه حركت در مسیر ظهور، برای منافع آنها به دنبال دارد باعث شده باشد كه مخاطب را به سمت انتظاری كه هیچ تلاشی برای رسیدن به نقطه ی موعود ندارد بكشاند.

البته این تمام ماجرا نیست. برخی حتی آوردن اسم منجی و بحث و گفت و گو در مورد موضوع مهدویت را برنمیتابند. اینكه بحث در مورد مهمترین فلسفه ی حادث شدن انقلاب اسلامی  یعنی مهدویت، برای مدعیان ولایت مداری و انقلابی گری چه خطراتی دارد، موضوعی است كه باید در فرصت های دیگر به آن پرداخت.

برایند تمام تفكرات بالا  به این سمت میرود كه  منجی باید خودش را به ما بنمایاند و ما در این راه هیچ تكلیفی بر گردن نداریم. در حالی كه فلسفه ی غیبت كاملا با این نظریه در تضاد است. غیبت به این دلیل رخ داد كه بشریت، ظرفیت و توان پذیرش امام معصوم و خلیفه خدا را نداشت. كه اگر داشت نیازی به غیبت نبود. غیبت امام برای آن روی داد كه انسان ها را به این سمت ببرد كه خودشان طالب رسیدن به امام بشوند. خودشان با اختیار خودشان بخواهند كه از جهل و فقر و جنگ  تبری بجویند و برای نجات  خود به دنبال فراهم آوردن زمینه هایی برای استقرار حكومت انسان كامل كه بتواند عدالت و صلح جهانی را حكمفرما كند، باشند.

مهمترین شاخصه فراهم نمودن چنین زمینه ای حركت در مسیر "عدالت"برای رسیدن به " وحدت" است. همگان وظیفه دارند در این مسیر گام بردارند. حتی اگر قدم هایشان كوچك باشد باید برای رسیدن به نقطه و لحظه ی موعود تلاش كنند.  پذیرش نظم ظالمانه موجود جهانی،  یكی از آفاتی است كه میتواند در این مسیر انسان ها را به انفعال و یا گمراهی بكشاند و از ادامه مسیر باز دارد. چه بسا كه در طول تاریخ بارها مقدماتی برای ظهور به وجود آمده بود اما  به دلیل عدم باور به این تكلیف  و وظیفه،  باز هم نظاماتی بر پایه ی ظلم و بی عدالتی بر جهان حاكم شد  و بشریت را از مسیر نزدیك شدن به پذیرش امام معصوم باز داشت.

در طول تاریخ  با انحرافاتی كه شیطان و دست آموزان او در مورد مسئله ی "  ظهور امام(عج) "  به وجود آوردند، باعث شدند كه این ذهنیت در بدنه ی بشریت نفوذ كند كه اولا هیچ راهی برای نجات انسان وجود ندارد و در مرحله بعد چنین وانمود كند كه اگر هم نجات دهنده ای وجود داشته باشد،بشریت باید ایستایی و سكون را برگزیند و منتظر باشد تا منجی برای نجاتش بیاید. در واقع شیطان كه از او به عنوان دشمن آشكار انسان یاد میشود به خوبی میداند كه ظهور امام ,مساوی است با پایان دوران تبعیت از شیطان.  پس مسلم است كه در راه به تاخیر انداختن آن از هیچ كاری فروگذار نمیكند.  گاهی با یاس و ناامید كردن و گاهی نیز با انتظار و انفعال.

همانطور كه گفته شد حركت در مسیر عدالت، بزرگترین و مهمترین تكلیف بشریت برای رسیدن به امام معصوم  و در نهایت خدا است.در این مسیر دو فاكتور بسیار ارزشمند وجود دارد كه هیچگاه نباید به دست فراموشی سپرده شود. 1-ایمان و امید رسیدن به منجی 2- اعتراض

در واقع به جای یاس و نفی در مورد حقیقت نجات بشریت توسط موعود، باید همواره به نصرت و وعده ی الهی ایمان داشت و امیدوار بود .همچنین دیگران را نیز باید در این مسیر امیدوار نگاه داشت. دومین فاكتوری كه همواره و تا لحظه ی نجات باید به آن توجه كرد، عدم پذیرش نظم موجود و اعتراض به آن است.

 این دو فاكتور مهمترین ابزار و سلاح برای مقابله با شیاطین است. ایمان و باور قلبی به رسیدن به منجی و نجات بشریت میتواند بهترین راهكار برای رویارویی با یاس و سرخوردگی است كه شیطان بذرش را در دل انسان ها می كارد .

همچنین" اعتراض " به وضع ظالمانه ی موجود و "تلاش عملی" برای رسیدن به دنیایی سرشار از عدالت و صلح  و جهانی عاری از ظلم و فساد و تبعیض، بهترین ابزار  برای تقابل با سكون و انفعالی است كه شیطان و شیطان بچه ها به دنبال تزریق آن در ذهن بشریت هستند.

 

با این توضیحات، بی راه نیست اگر بگوییم كه " انتظار" به معنای پذیرش نظم فعلی در جهان و سكوت در برابر بی عدالتی ها مهمترین مانع برای رسیدن بشریت به میعادگاهی بوده است كه انسان كامل درآنجا   "منتظر" ماست.  انتظار انفعالی هیچ سنخیتی با موضوع ظهور منجی و مهدویت ندارد.  فرهنگ انتظار و ظهور، فرهنگ " ایمان، امید" و" اعتراض" است. لازم به توضیح است  انتظاری كه همراه با امید و اعتراض و تلاش عملی در مسیر عدالت  باشد نه تنها نكوهیده  و ناپسند نیست بلكه كاملا پسندیده و ستودنی است و بر طبق بسیاری از روایات  از با فضیلت ترین عبادات و  وظایف و تكالیف انسان در عصر غیبت  نیز شمرده میشود.





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 اسفند 1393 توسط علی نقی خو
انتظار منفعلانه، بزرگترین مانع ظهور است
نسیم بهاری: انتظار انفعالی هیچ سنخیتی با موضوع ظهور منجی و مهدویت ندارد. فرهنگ انتظار و ظهور، فرهنگ ایمان، امید و اعتراض است. لازم به توضیح است انتظاری كه همراه با امید و اعتراض و تلاش عملی در مسیر عدالت باشد نه تنها نكوهیده و ناپسند نیست بلكه كاملا پسندیده و ستودنی است


ظهور منجی،مسئله ای است كه در تمامی ادیان الهی بر آن تاكید ویژه ای شده است. اینكه بالاخره روزی فرا میرسد كه بساط زورگویان در عالم برچیده میشود و زمین به دست مظلومین می افتد.

در جامعه ی ما كه بر مبنای تفكرات اسلامی از جنس شیعی استوار بوده نیز موضوع منجی و نجات دهنده ی مستضعفین به شدت مورد بحث بوده است تا جایی كه حتی بسیاری از صاحب نظران، انقلاب اسلامی ایران را بر آمده از اراده ی مردمانی میدانند كه بزرگترین و مهمترین آرمانشان  زمینه سازی برای حكومت انسان كامل و امام معصوم بوده است. پس از انقلاب نیز نظریات مختلفی در مورد فلسفه ی ظهور منجی  وجود داشت. یكی از این نظریات مربوط به انجمن حجتیه بوده است كه تفكرات منفعلانه نسبت به ظهور منجی داشتند. بر اساس این تفكرات،  بشریت هیچ وظیفه ای برای میسر كردن زمینه های ظهور نداشته و اگر هم كاری در این مسیر انجام دهد به بن بست میرسد و به همین دلیل باید منتظر بماند تا انسان كامل بیاید و خودش به سر و سامان دادن امور بپردازد. البته با هوشیاری حضرت امام (ره) خیلی زود پشت پرده ی چنین تفكرات شومی نقش بر آب شد و تا حدود بسیار زیادی از نفوذ آن در جامعه گرفته شد.

اما همان روزنه های محدود باقی مانده كه میشد بارقه هایی از یك توطئه ی انگلیسی –استكباری را در آن مشاهده كرد كم كم در شكل و شمایلی جدید   در بین بسیاری از دست اندركاران و مسئولین جامعه به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه  رخنه كرد و  تلاش برای فراهم نمودن مقدمات ظهور را به یك امر كلیشه ای و ویترینی تبدیل كرد. از مصادیق این ویترین، میتوان به اكتفا به  پخش دعای فرج در غروب های آدینه اشاره كرد. البته ذات دعا امر پسندیده ای است اما زمانی كه فقط زبانی  و به دور از تلاشهای عملی باشد، بیشتر رنگ ریا به خود میگیرد و در نتیجه مخاطبین را نیز دلزده و مایوس  از حقیقت غیبت و ظهور میكند.

برخی نیز فقط به دنبال كشف علایم و نشانه های ظهور كه در روایات مختلف به آن اشاره شده است هستند. این عده با نگاهی سطحی و محدود به موضوع ظهور مینگرند و با هر اتفاقی كه در سطح جهان رخ میدهد،به دنبال انطباق آن نشانه ها با مسائل روز هستند و به سریع ترین شكل ممكن اتفاقات و رخدادهای جهانی را (چه درست و چه غلط) به آن علایم پیوند میزنند. خطر این نگاه آنجایی است كه مخاطب را منتظر یك تغییر و حادثه ی ناگهانی میگذارد و همین انتظار،او را از تلاش برای زمینه چینی ظهور باز میدارد. همچنین با تحقق برخی از نشانه های ظاهری و  تاخیر در روشن شدن دیگر علایم، باز هم مخاطب دچار شك و بدبینی نسبت به كلیت موضوع مهدویت و منجی میشود.

ظهور و رسیدن به منجی یك فرایند است و نباید به صورت نقطه ای و مقطعی به آن نگاه شود. اگر به این موضوع به صورت یك "فرایند حتمی" نگاه شود هیچگاه با تاخیرو تقدم دربه وقوع پیوستن نشانه ها و علائم ,ایمان به ظهور از بین نمیرود.

 البته برخی از این نشانه ها تا حد زیادی با آنچه كه در مورد علائم ظهور گفته شده است، شباهت دارد اما اینكه عده ای میخواهند تمركزمخاطب را بر همین نشانه ها معطوف نگاه دارند، چیزی جز شانه خالی كردن از مسئولیت  نیست.  شاید هم دور كردن خطراتی كه حركت در مسیر ظهور، برای منافع آنها به دنبال دارد باعث شده باشد كه مخاطب را به سمت انتظاری كه هیچ تلاشی برای رسیدن به نقطه ی موعود ندارد بكشاند.

البته این تمام ماجرا نیست. برخی حتی آوردن اسم منجی و بحث و گفت و گو در مورد موضوع مهدویت را برنمیتابند. اینكه بحث در مورد مهمترین فلسفه ی حادث شدن انقلاب اسلامی  یعنی مهدویت، برای مدعیان ولایت مداری و انقلابی گری چه خطراتی دارد، موضوعی است كه باید در فرصت های دیگر به آن پرداخت.

برایند تمام تفكرات بالا  به این سمت میرود كه  منجی باید خودش را به ما بنمایاند و ما در این راه هیچ تكلیفی بر گردن نداریم. در حالی كه فلسفه ی غیبت كاملا با این نظریه در تضاد است. غیبت به این دلیل رخ داد كه بشریت، ظرفیت و توان پذیرش امام معصوم و خلیفه خدا را نداشت. كه اگر داشت نیازی به غیبت نبود. غیبت امام برای آن روی داد كه انسان ها را به این سمت ببرد كه خودشان طالب رسیدن به امام بشوند. خودشان با اختیار خودشان بخواهند كه از جهل و فقر و جنگ  تبری بجویند و برای نجات  خود به دنبال فراهم آوردن زمینه هایی برای استقرار حكومت انسان كامل كه بتواند عدالت و صلح جهانی را حكمفرما كند، باشند.

مهمترین شاخصه فراهم نمودن چنین زمینه ای حركت در مسیر "عدالت"برای رسیدن به " وحدت" است. همگان وظیفه دارند در این مسیر گام بردارند. حتی اگر قدم هایشان كوچك باشد باید برای رسیدن به نقطه و لحظه ی موعود تلاش كنند.  پذیرش نظم ظالمانه موجود جهانی،  یكی از آفاتی است كه میتواند در این مسیر انسان ها را به انفعال و یا گمراهی بكشاند و از ادامه مسیر باز دارد. چه بسا كه در طول تاریخ بارها مقدماتی برای ظهور به وجود آمده بود اما  به دلیل عدم باور به این تكلیف  و وظیفه،  باز هم نظاماتی بر پایه ی ظلم و بی عدالتی بر جهان حاكم شد  و بشریت را از مسیر نزدیك شدن به پذیرش امام معصوم باز داشت.

در طول تاریخ  با انحرافاتی كه شیطان و دست آموزان او در مورد مسئله ی "  ظهور امام(عج) "  به وجود آوردند، باعث شدند كه این ذهنیت در بدنه ی بشریت نفوذ كند كه اولا هیچ راهی برای نجات انسان وجود ندارد و در مرحله بعد چنین وانمود كند كه اگر هم نجات دهنده ای وجود داشته باشد،بشریت باید ایستایی و سكون را برگزیند و منتظر باشد تا منجی برای نجاتش بیاید. در واقع شیطان كه از او به عنوان دشمن آشكار انسان یاد میشود به خوبی میداند كه ظهور امام ,مساوی است با پایان دوران تبعیت از شیطان.  پس مسلم است كه در راه به تاخیر انداختن آن از هیچ كاری فروگذار نمیكند.  گاهی با یاس و ناامید كردن و گاهی نیز با انتظار و انفعال.

همانطور كه گفته شد حركت در مسیر عدالت، بزرگترین و مهمترین تكلیف بشریت برای رسیدن به امام معصوم  و در نهایت خدا است.در این مسیر دو فاكتور بسیار ارزشمند وجود دارد كه هیچگاه نباید به دست فراموشی سپرده شود. 1-ایمان و امید رسیدن به منجی 2- اعتراض

در واقع به جای یاس و نفی در مورد حقیقت نجات بشریت توسط موعود، باید همواره به نصرت و وعده ی الهی ایمان داشت و امیدوار بود .همچنین دیگران را نیز باید در این مسیر امیدوار نگاه داشت. دومین فاكتوری كه همواره و تا لحظه ی نجات باید به آن توجه كرد، عدم پذیرش نظم موجود و اعتراض به آن است.

 این دو فاكتور مهمترین ابزار و سلاح برای مقابله با شیاطین است. ایمان و باور قلبی به رسیدن به منجی و نجات بشریت میتواند بهترین راهكار برای رویارویی با یاس و سرخوردگی است كه شیطان بذرش را در دل انسان ها می كارد .

همچنین" اعتراض " به وضع ظالمانه ی موجود و "تلاش عملی" برای رسیدن به دنیایی سرشار از عدالت و صلح  و جهانی عاری از ظلم و فساد و تبعیض، بهترین ابزار  برای تقابل با سكون و انفعالی است كه شیطان و شیطان بچه ها به دنبال تزریق آن در ذهن بشریت هستند.

 

با این توضیحات، بی راه نیست اگر بگوییم كه " انتظار" به معنای پذیرش نظم فعلی در جهان و سكوت در برابر بی عدالتی ها مهمترین مانع برای رسیدن بشریت به میعادگاهی بوده است كه انسان كامل درآنجا   "منتظر" ماست.  انتظار انفعالی هیچ سنخیتی با موضوع ظهور منجی و مهدویت ندارد.  فرهنگ انتظار و ظهور، فرهنگ " ایمان، امید" و" اعتراض" است. لازم به توضیح است  انتظاری كه همراه با امید و اعتراض و تلاش عملی در مسیر عدالت  باشد نه تنها نكوهیده  و ناپسند نیست بلكه كاملا پسندیده و ستودنی است و بر طبق بسیاری از روایات  از با فضیلت ترین عبادات و  وظایف و تكالیف انسان در عصر غیبت  نیز شمرده میشود.





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 اسفند 1393 توسط علی نقی خو

بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای بهار فاطمی محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.